يحيى دولت آبادى

191

حيات يحيى ( فارسى )

نگارنده آنها را اطمينان داده ميگويم ممكن نيست بگذاريم از مجلس نتيجه‌ئى كه صلاح مملكت نباشد گرفته شود . بارى مجلس منعقد ميگردد روحانيان يك طرف شاهزادگان يك طرف وزراء منصوب و وكلاى انتخاب شده در وسط وزراى قديم و اعيان و تجار و كسبه در اطراف ديگر قرار ميگيرند . در اين حال سلطان احمد شاه وارد شده در وسط مجلس نزديك هيئت دولت ايستاده مختصر تعارفى با روحانيان مىكند زان پس بشهاب الدوله رئيس تشريفات اشاره مىكند نطق او را كه نوشته شده است بخواند . رئيس مزبور لايحه ملوكانه را ميخواند حاصلش آنكه از طرف سفارت دولت انگليس يادداشتى بدولت ما رسيده است كه وزراء نتوانسته‌اند خود جوابى به آن بدهند مجلس شورايملى هم كه محل صلاحيتدار است دائر نيست از اينرو از ما تقاضا كرده‌اند بانعقاد اين مجلس عالى امر بدهيم تا بعد از تبادل افكار هرچه در اين مجلس رأى داده شد ما همان را اجراء نمائيم باقى مطالب را رئيس الوزراء خواهند گفت . اعليحضرت بعد از تمام شدن لايحه از مجلس ميروند و رئيس دولت بميرزا حسين خان اديب السلطنه گيلانى معاون خود امر مىكند لايحه وزارتى را بخواند . لايحه مزبور شرح و بسطى است از لايحه مختصر شاه بعلاوه لزوم توجه اين مجلس بگرفتن نتيجه قطعى تا بتوانند بيادداشت سفارت جواب بدهند . رئيس الوزراء كه از تندروان ملت ملاحظه دارد از خود دفاعى كرده پس از تمام شدن قرائت لايحه وزارتى ميگويد من يادداشت سفارت انگليس را فقط به اين مجلس آورده‌ام بىآنكه بخواهم از آن مدافعه كنم و به اين بيان دو مطلب را مىرساند يكى مضر بودن يادداشت و ديگر آنكه او اصرارى بموافقت كردن با آن ندارد . و اضافه مىكند كه هرچه در اين مجلس رأى داده شد همان را بموقع اجراء خواهم گذاشت همه تصور ميكنند كه بعد از نطق رئيس دولت يادداشت انگليس خوانده خواهد شد ولى ناتمامى گفتار رئيس الوزراء مىرساند كه با نقشه ديگر روبرو خواهند شد چه در آخر نطق خويش ميگويد چنين به نظر ميرسد هيئتى از ميان اين